محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
306
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
گويند و طعام روز را غذا و طعام شب را عشا . اما تقدير اين اوقات در صورتى است كه اشتها باشد نه كه خواه نخواه بر سبيل رسم بايد خورد ، كه اينچنين خوردن بىرغبت مضرّت دارد . و گرسنگى سكارى را كاذب است ، متابعت آنچه غير معتاد بود از وى نشايد كرد . و ينبغي أن يكون الأكل في أعدل أوقات النهار و سزاوار اين است كه واقع شود تناول غذا در بهترين اوقات روز . و از اين مستفاد مىشود كه وقت تناول طعام معتدٌبه نزد اطبا روز است . و مقيد به معتدٌبه از آن كرديم تا تناول قليل كه به شب اكثر مىكنند خصوص اهل عرب قدح در اين نكند ، پس آنچه در متنعمّين اين زمانه بر سبيل عموم رواج يافته كه طعام شكم سير شب مىخورند محمود نباشد و ترك آن اولى است . و چون بهترين اوقات يوميه حسب فصول متفاوت مىباشد ميگويد : فإن كان شتاء ففي أنصاف النهار پس اگر باشد زمانهء سرما پس بايد كه تناول غذا در ميانهاى روز كند . و إن كان صيفا ففي طرفي النهار و اگر باشد زمانه گرما پس بايد كه غذا اول روز يا آخر روز خورند . و به دستور بايد كه در صيف غذاى بارد بالفعل باشد و در شتا حار بالفعل . فائده در مسائل شتى كه به اين مبحث تعلق دارد و اين فائده به چند قاعد گفته آيد : قاعده اندر مدح غذاى لذيذ و مراعات عادت بدانند كه غذاى لذيذ اگر جيّد الجوهر و محمود الصناعة باشد بهترين تدابير است جهت تقويت و مغتنم بايد دانست به شرطى كه مؤدى به اكثار نشود ، بهر آن كه قوىترين آفت در فتور صحت استكثار طعام است كه منجر به تخمه و ديگر امراض مىشود . و اگر جيّد الجوهر نباشد وى نيز نسبت به جيّد الجوهر غير لذيذ بهتر است ، لهذا شيخ مىگويد : فربّ غذاء مألوف فيه مضرة ما هو أوفق من الفاضل الغير المألوف زيرا كه طبيعت چون بنا بر لذت والف به رغبت تمام بر آن متوجه مىشود و معده نيز به شوق محتوى مىگردد و هضم نيك مىيابد مضرت قليل كه داشت مستحيل به صلاح مىشود و اعضا را نصيبى وافر از اين چنين غذا مىرسد بلامضرت . و اين سخن به قول سابق كه در حد اغترار به عدم اضرار مضرات گذشته منافات ندارد ، بهر آن كه مقصود در آنجا شديد الضرر است ، چه هر چه مضرت قوى دارد از ضرر وى ايمن نتوان بود ، به خلاف قليل الضرر كه بنا بر لذت ، حكم صالح مىگيرد و مقصود آن كه مهما امكن طعامى كه ذى لذت نباشد نخورند اگر چه جيّد الجوهر باشد كه از اين چنين غذا اعضا را بهره كمتر مىرسد . و معلوم است كه مر هر سحنه را و مزاج را غذاى موافق و مشاكل مقرر است و مراعات در آن لازم و كسى را كه از بعض اطعمه جيّده محموده ضرر همىرسد ترك آن واجب است و به اطعمهء جيّده ديگر پرداختن ، زيرا كه احوال طبيعت مختلف است و متابعت وى در امور غير منافى ضرور . و از آن كه عادت را دخل بسيار است مراعات او اهمترين اشيا است . شخصى كه در شبانه روز دو بار خوردن عادت گردد وى را به يك بار قانع شدن باعث ضعف قوت است و اينچنين كس را اگر هاضمه ضعيف شود بايد كه تقليل در مقدار غذا كند و ليكن از معتاد خود كه دو بار خوردن است برنگردد . و همچنان كسى را كه